تمامي كوچه را هم كه تصور كنم...
خيال قدمهايت بر هيچ كجاي آن سنگيني نميكند...
مگر يادت نداده بودم وقتي ميروي...
حجم دلتنگيام را اندازه بگيري...
و خاطرت باشد كه تماشايي ترين بهار هم...
در روزهاي خاكستري تقويم كهنه...
به انتظار قدمهايت باز مي ماند...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 17:18 توسط كرفه
|
به دل دارم تمنايي نگفته