تحویل سال دیگری
طرح کردی با سکوت خود سؤال دیگری
حتم دارم که ندارد احتمال دیگری
قهوه ات را سر بکش فالم پریشان آمده
اقتدا کن بر لسان الغیب و فال دیگری
"حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم"*
تا تو هستی می روم در حس و حال دیگری
"ای صنم تو خال مشکین را به پیشانی زدی؟!"**
یا نشانه رفته ای در سینه خال دیگری؟!
بازگو می شد اگر در چارچوب نقل قول
شرح می دادم برایت در مثال دیگری
می نشستم کاش پهلویت کمی نزدیکتر
می دهد دنیا به ما آیا مجال دیگری؟
تا فرو خوردم دوباره در گلو روییده است
دم به دم ساعت به ساعت بغض کال دیگری
بینمان صد سال نوری فاصله وقتی که هست
می شود خوش بود با تحویل سال دیگری؟!
می فرستم از همینجا بوسه ی تبریک را
با ضمیمه آرزوهای محال دیگری
حتم دارم که ندارد احتمال دیگری
قهوه ات را سر بکش فالم پریشان آمده
اقتدا کن بر لسان الغیب و فال دیگری
"حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم"*
تا تو هستی می روم در حس و حال دیگری
"ای صنم تو خال مشکین را به پیشانی زدی؟!"**
یا نشانه رفته ای در سینه خال دیگری؟!
بازگو می شد اگر در چارچوب نقل قول
شرح می دادم برایت در مثال دیگری
می نشستم کاش پهلویت کمی نزدیکتر
می دهد دنیا به ما آیا مجال دیگری؟
تا فرو خوردم دوباره در گلو روییده است
دم به دم ساعت به ساعت بغض کال دیگری
بینمان صد سال نوری فاصله وقتی که هست
می شود خوش بود با تحویل سال دیگری؟!
می فرستم از همینجا بوسه ی تبریک را
با ضمیمه آرزوهای محال دیگری
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 14:27 توسط كرفه
|
به دل دارم تمنايي نگفته